ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
40
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
چندى در جهرم در محاصرهء شمارى از سپاهيان افغان قرار داشت . سيد احمد به آنها يورش برده برخى را كشت و برخى را دنبال كرد و پس از پيروزى او نيز به سوى لار روان شد و انتظار مىرفت كه تا آخر ژوئن 1725 به اين شهر برسد . در يكم ژوئيه ميرزا محمد نعيم از لار نامهء ديگرى به اتلام نوشت كه مضمونش چنين بود : « خدادادخان اصلا براى آن گريخت كه شنيده بود سيد احمدخان با سپاهى در راه است » ميرزا محمد نعيم خود نزد سيد احمدخان كه با سپاهيانش در دارابجرد اقامت داشت ، رفته بود . وى با سيد احمدخان و ده هزار سپاهش به لار بازگشت . در لار سيد احمدخان او را به مقام جانشين گمبرون برگماشت . وى به اتلام نوشت : « من به زودى با چاپار به گمبرون مىآيم و پيش از اين نامهاى به محمد صالح بيگ نوشتهام كه مقدمات آمدنم را فراهم كند . شما نيازمندىهاى محمد صالح بيگ را تأمين و او را يارى كنيد . » در 22 سپتامبر 1725 نامهاى از ميرزا زاهد على شاهبندر پيشين به اتلام رسيد با اين مضمون : « با سپاهى انبوه به لار درآمدم و ديدم كه سپاهيان احمدخان شاملو تقريبا از آنچه مير مهر على انجام داده بود يكه خورده بودند . در 15 سپتامبر مينباشى رئيس ابو الحسن را با دو هزار سپاهى براى نابودى دشمن فرستادم و مىخواهم در پايان محرم براى ريشهكن كردن دشمن از لار حركت كنم اما براى نابود كردن دشمنان دين سرب و باروت مىخواهم كه در لار نيست چون مىپندارم كه كمپانى هلند سرب و باروت فراوان دارد تقاضا دارم به پاس دوستى كمپانى هلند با خاندان پادشاهى صفوى هر قدر مىتوانيد براى من سرب و باروت بفرستيد و پولش را از شاهبندر گمبرون بگيريد و اگر شاهبندر پول نقد نداشت لطفا نسيه بدهيد تا پس از چند روز بهاى آن را تقديم دارم . » ميرزا زاهد على همچنين نامههائى براى ديلماج شركت هلند ، خاجاتور « 11 » ، و دلال آن اتومشانت « 12 » فرستاد . از اتومشانت خواست كه شكر و آهن به لار بفرستد
--> ( 11 ) - Gojatoer ( 12 ) - Ottumsjant